حجاب در ایران باستان
آنچه تاریخ نشان می دهد تایید این امر است که حجاب به عنوان امری فطری حتی پیش از پیدایش دین مبین اسلام وجود داشته است. و با پیدایش اسلام حجاب در نزد زنان تکامل یافته است .هرچند پوشش زنان با آنچه که امروز در جامعه دیده می شود تاحد زیادی متفاوت است، اما مطالعات در زمینه ی حجاب ایرانیان حاکی از آن است که در ایران باستان ، پوشش و حجاب جزءلاینفک زندگی ایرانیان بوده است تا حدیکه ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجستهاست که میتوان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.
دایره المعارف لاروس نیز به وجود حجاب زنان در ایران باستان اشاره میکند. در تفسیر اثنی عشری نیز چنین آمدهاست: « تاریخ نشان میدهد که حجاب در فرس (فارس) قدیم وجود داشتهاست.»
آناهیتا ضرغامی در مقاله ای با عنوان «حجاب زن ایرانی در بستر تاریخ » می نویسد که او در این سیر تاریخی مهرها و فرشهای به جا مانده از آن دوران که بیانگر نوع پوشش زنان آن دوران میباشد و حتی روایات سفرنامه نویسان را مورد استفاده قرار داده است تا سندی معتبر و مستند بر این واقعیت باشد، که نه تنها حجاب ،فرهنگ تحمیل شده اسلام بر ایرانیان نیست، بلکه این ارزش انسانی ریشه در تمدن و فرهنگ غنی ایرانیان دارد و اسلام بر این پوشش مهر تأیید زده و ارزش الهی و مذهبی به آن داده است.
این نویسنده بر این باور است که متداول بودن حجاب در میان ملل مختلف که عقیده ، مذهب و شرایط جغرافیایی متفاوت داشته اند، نشان دهنده ی تمایل فطری زنان به حجاب می باشد.
در مقاله حاضر می کوشم تا پیدایش حجاب در ادوار تاریخی را در میان زنان ایران زمین مورد بررسی قرار دهم و امیدوارم که مقاله ی پیش رو بتواند برای همه مخاطبان به روشنگری بپردازد.
بررسی دانشمندان و کارشناسان مسائل حجاب ، پیدایش آن را در زمانهای قدیم تایید می کند.کتاب "زن در آیینه تاریخ "در همین باره ، مىنویسد: با توجه به علل ذکر شده و بررسى آثار و نقوش به دست آمده، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط مىشود؛ و به این دلایل، عقیده عدهاى که مىگویند «مذهب» موجد حجاب مىباشد، صحت ندارد، ولى باید پذیرفت که در دگرگونى و تکمیل آن بسیار موءثر بوده است. استاد شهید مرتضی مطهری در صفحه 23 کتاب مسئله حجاب با اشاره به تاریخ تمدن ویل دورانت این نکته را تایید می کند ؛ بنا به گفته ویل دورانت:" داشتن متعه بلامانع بود.این متعه ها مانند معشوقه های یونانی آزادبودند که در میان مردم ظاهر و در ضیافت مردان حاضر شوند، اما زنان قانونی معمولا در اندرون خانه نگهداری می شدند.این رسم دیرین ایرانی به اسلام منتقل شد."
استاد مطهری می نویسد: بدون شک زن جاهلیت همچنان بوده که ویل دورانت توصیف می کند ولی اسلام در این جهت ، تحولی به وجود آورد.
زنان در آیین زرتشت:
در خرده اوستا، چنین آمدهاست: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را میپوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز میکنیم . »
در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان ،قسمت «پوشاک اقلیتهای میهن ما» جلیل ضیاء پور در باره ی حجاب زنان می نویسد: «این پوشاک که بانوان زرتشتی از آن استفاده میکنند، شباهتی بسیار نزدیک به پوشاک بانوان نقاط دیگر کشور ما دارد. چنان که روسری آنان از نظر شکل و طرز استفاده، نظیر روسری بانوان بختیاری است و پیراهن، شبیه پیراهن بانوان لُر در گذشته نزدیک است و شلوار، از لحاظ شکل و بُرش، همان شلوار بانوان کُرد آذربایجان غربی است و کلاهک، همان کلاهک بانوان بندری است».
پوشش زنان در دوره ی حکومت مادها
در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان درباره ی پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجسته ی برجامانده می گوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است. و ادامه می دهد:«مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده میشوند. به نظر میرسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذاردهاند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است.»
پوشش زنان در دوره ی هخامنشیان
اینگونه به نظر می رسدکه پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد.طبق نوشته های همین کتاب "از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی بر میخوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل برروی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است ."
پوشش زنان در دوره اشکانیان
جلیل ضیاءپور در کتاب پوشاک باستانی ایرانیان می نویسد: لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستیندار و یقه راست بودهاست. پیراهن دیگری داشتهاند که روی اولی میپوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمنا یقه باز بودهاست. روی این دو پیراهن چادری سرمی کردند.
در مورد چادری که در این دوره مرد استفاده ی زنان بوده است اینگونه می نویسد: چادر زنان اشکانی به رنگهای شاد و ارغوانی و یا سفید بودهاست. گوشه چادر در زیر یک تخته فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیله زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر میافتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها میپوشانیدهاست.
پوشش زنان در دوره ی ساسانیان
در این دوره نیز چادر و نقاب مورد استفاده ی زنان بوده است.
معنای لغوی حجاب:
در کتاب مسئله حجاب استاد مطهری می خوانیم: کلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب، بیشتر استعمالش به معنى پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نیست; آن پوشش حجاب نامیده مى شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.
ایشان ادامه می دهند : در قرآن کریم در داستان سلیمان غروب خورشید را این طور توصیف مى کند: «حتى توارت بالحجاب» یعنى تا آن وقتى که خورشید در پشت پرده مخفى شد. تعبیر حجاب با همین معنا در آیه 51 سوره شورى و نیز در آیه 53 سوره احزاب به کار برده شده است... . در دستورى که امیر المومنین(علیه السلام) به مالک اشتر نوشته است مى فرماید: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک» یعنى در میان مردم باش کمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان کن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.
بنا به دیدگاه استاد، استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن اصطلاح نسبتاً جدیدى است. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها کلمه ستر که به معنى پوشش است به کار مى رفته است. فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شده اند کلمه ستر را به کار برده اند نه کلمه حجاب را. بهتر این بود که این کلمه عوض نمى شد و ما همیشه همان کلمه پوشش را به کار مى بردیم، زیرا چنان که گفتیم معنى شایع لغت حجاب، پرده است و اگر در مورد پوشش به کار برده مى شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجب شده که عده زیادى گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود.
حجاب در اسلام:
پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خود نمایى نپردازد. آیات مربوطه همین معنى را ذکر مى کند و فتواى فقها هم مؤید همین مطلب است... در آیات مربوطه، لغت حجاب به کار نرفته است. آیاتى که در این باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب حدود پوشش و تماس هاى زن و مرد را ذکر کرده است بدون آن که کلمه حجاب را به کار برده باشد .
همانطور که استاد هم تایید کرده اند مسئله حجاب، در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا این نکته به طور اجمال در سوره احزاب آیه 59 مطرح شده، و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است: و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ; و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پیداست، و باید روسرى خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (همکیش) خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن ]بى نیازند یا کودکانى که بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه اى به زمین ]نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید. وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا یرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَن یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَة وَ أَن یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ; و بر زنان از کار افتاده اى که [دیگر ]امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که] زینتى را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست.
برای نگارش این مقاله از کتاب مسئله حجاب استاد شهید مطهری بهره برده ام و همچنین از مطالب سایتهایی که در ذیل به آنها اشاره می شود مستفیض شده ام:
http://abdollahzade4u.blogfa.com/post-28.aspx
http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1177428110
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%B4_%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86
http://www.bashgah.net/fa/content/show/25231







